تبليغاتX
سحر
نمیخوام احمق باشم

فقط میخوام عاقل نباشم

+ نوشته شده در  یکشنبه چهاردهم تیر 1388ساعت 16:43  توسط سحر  | 

تو این روزای شلوغ، از "قرار گرفتن در جریان هجوم مردم وحشت زده"، وحشتناکتر و خطرناکتر تجربه ای نداشتم

+ نوشته شده در  شنبه سیزدهم تیر 1388ساعت 21:11  توسط سحر  | 

آبی که میخوریم نباید کثیف باشه

آب باید تمیز باشه

باید شسته شده باشه

+ نوشته شده در  جمعه بیست و دوم خرداد 1388ساعت 21:26  توسط سحر  | 

عکس فوق تنها از مرز قرمز به پایین تقدیم میشود

+ نوشته شده در  دوشنبه یازدهم خرداد 1388ساعت 13:33  توسط سحر  | 

+ نوشته شده در  شنبه نهم خرداد 1388ساعت 20:34  توسط سحر  | 

زندگی کلا چیز خوبیه


+ نوشته شده در  یکشنبه سوم خرداد 1388ساعت 22:48  توسط سحر  | 

از دیروز تا حالا دارم فکر میکنم چرا افسردگی گرفتم و دپ زدم


امروز که کولر راه افتاد فهمیدم گرمازدگی نمودها و نشونه های مشابهی با افسردگی داره

+ نوشته شده در  یکشنبه سوم خرداد 1388ساعت 12:15  توسط سحر  | 

وقتی به زوجهای جوون خیره میشم، دختره نگران میشه که نکنه یه وقت کوپلشو قاپ بزنم؛

در حالی که اگه میدونست، باید نگران خودش میشد

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و نهم اردیبهشت 1388ساعت 15:13  توسط سحر  | 

- - -

پ.ن: به پزش نگاه نکنین

تو کونش عروسیه

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1388ساعت 0:27  توسط سحر  | 

کودکی مردی جوونی رو بغل کرده بود،

سرش رو تکیه داده بود به شکم آقا و با دستهاش دور کمر مرد رو گرفته بود


میتونید تصور کنید؟



مرد میخندید و به افق خیره شده بود

پسر بچه زیر لب چیزی زمزمه میکرد و به عبور ماشینها از خیابون بغل نگاه میکرد و با دسته فالی که دستش بود به پهلوی آقا می کوبید


میتونید تصور کنید؟

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1388ساعت 19:31  توسط سحر  |