تبليغاتX
سحر
و من اگر سخت بر خطا نباشم، هم اکنون پستی به غایت زائد نوشته ام

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیستم آذر 1387ساعت 21:29  توسط سحر  | 

1. لذت درماندگی

2. افکار عمومی سریشی است بسیار اعلاء برای نهادهای خانوادگی

3. من وقتی مُردم با زندگی بی حساب شدم و این نتیجه گیری البته نادرست است ... چرا که فهمیدم اندک مازادی دارم ... من زاد و رودی نداشتم، من میراث فلاکت بار خودمان را بر دوش دیگری نگذاشتم.


------------

خاطرات پس از مرگ براس کوباس

نوشته ماشادو د آسیس

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیستم آذر 1387ساعت 17:46  توسط سحر  | 

title: summer 78

artist: yann tiersen

album: goodbye lenin (OST)

download it! (938K)

+ نوشته شده در  سه شنبه نوزدهم آذر 1387ساعت 4:21  توسط سحر  | 

- یه مرغ مخصوص لطفا

- فقط هامبیرجیر داریم

+ نوشته شده در  دوشنبه هجدهم آذر 1387ساعت 22:23  توسط سحر  | 

از ظهر تا حالا یه بند دارم میگم "دوسِت دارم، دوسِت دارم"

به جان شما اگه روحم هم خبر داشته باشه که کیو میگم

+ نوشته شده در  یکشنبه هفدهم آذر 1387ساعت 22:32  توسط سحر  | 

اگه یه پدر پسرشو بکشه، هیچی به هیچی، چون صاحب خون پسرشه و حق داره

حالا اگه همون یارو دخترشو بکشه، فکر کنم باید نصف یه دیه کامل رو هم بهش بدن



اشهد ان لا اله الا الله و ات سترا

من به اسلام ایمان آوردم، قدرتی خدا


+ نوشته شده در  یکشنبه هفدهم آذر 1387ساعت 17:25  توسط سحر  | 

یه مجموعه بزرگ (تناسبی) از دوستام، اونایی هستن که در راستای گرفتن مبانی تئوریک لازم و نسبتا محکم، جهت آزادسازی اون دسته از تمایلاتشون که به جهت هنجارهای اجتماعی، حتی نسبت به تأیید وجود و اظهارشون احساس شرمساری میکردند، از من، با من، رفیق، و به من معتاد شدن[نقطه]

+ نوشته شده در  یکشنبه هفدهم آذر 1387ساعت 12:44  توسط سحر  |