تبليغاتX
سحر
نکته مهمی که یه مدتی هست به طور ضمنی توی افکار و قضاوتهام لم داده اینه که
مردم هیـــــــــــــــــــــــچ مشکلی ندارند، مردم، مردمن، به طبیعی ترین شکل ممکن
+ نوشته شده در  دوشنبه سی ام دی 1387ساعت 22:49  توسط سحر  | 

امروز کودکی انگشتش در تور توری کنار صندلی اتوبوس گیر کرد و شروع کرد به نق زدنهای گریه آلود
بعد همراهش انگشت مرتیکه رو در آورد و اینقدر کله اش رو سابید (نازش کرد) که کودک شروع کرد به خندیدن


من نمیدونم چرا این آقا اینقدر به دانشجوهای دانشکده احترام میذاره، و ملت هم عادت کردن خیلی جدیش نگیرن، وقتی براش بلند میشم یا موقع حرف زدن باهاش نمیشینم، طرف از شدت خجالت به مرز مرگ میرسه، گه بزنن به این زندگی یحتمل دو برابر سن منو داشته باشه


اینقدر دلم میخواست با آقایون بیریخت و زشت دوست بشم، حیف که آقایون بیریخت و زشت خودشون نسبت به من تمایلی نشون نمیدن


+ نوشته شده در  دوشنبه سی ام دی 1387ساعت 21:0  توسط سحر  |