بدون شرح!
+
نوشته شده در جمعه بیست و یکم فروردین 1388ساعت 14:9 توسط سحر
|
آخرش من در اعتراض به حقارتهای روحی/رفتاری که جز لاینفک ذات انسانی هستن، میرم جلوی مجلس خودسوزی میکنم
حالا ببین کی گفتم
+
نوشته شده در جمعه بیست و یکم فروردین 1388ساعت 1:50 توسط سحر
|
همیشه وقتی کسی میومد واسه روبوسی
اگه میدیدم بوی سیگار میدم
بهش میگفتم
نیا نیا سرما خوردم
غیر این دفعه آخری
که گفتم
نیا نیا سیگار کشیدم
+
نوشته شده در دوشنبه هفدهم فروردین 1388ساعت 13:29 توسط سحر
|
همه از مردن میترسن
منتها تعداد کمی میدونن
+
نوشته شده در دوشنبه هفدهم فروردین 1388ساعت 13:27 توسط سحر
|
همه از مردن میترسن
منتها تعداد کمی میدونن
+
نوشته شده در دوشنبه هفدهم فروردین 1388ساعت 13:27 توسط سحر
|
بعد از توانایی بخشیدن دیگران
به توانایی بخشیدن خودتون میرسید که هزار مرتبه سخت تر و صد البته ارزشمندتره
+
نوشته شده در دوشنبه هفدهم فروردین 1388ساعت 13:26 توسط سحر
|
مرتیکه این دود لعنتی سیگارتو جمع کن از تو خیابون
من نمیخوام سیگاری دست دوم باشم
- - -
پ.ن:من میخوام سیگاری دست اول باشم
+
نوشته شده در دوشنبه هفدهم فروردین 1388ساعت 13:25 توسط سحر
|
دغدغه های کوچیک رو چارچنگولی بچسبید
اگه تمایلی به درگیری با دغدغه های بزرگ ندارید
+
نوشته شده در دوشنبه هفدهم فروردین 1388ساعت 13:24 توسط سحر
|

سفره هفت سین با ادیت شام غریبان!
+
نوشته شده در دوشنبه هفدهم فروردین 1388ساعت 13:6 توسط سحر
|