تبليغاتX
سحر
وقتی به زوجهای جوون خیره میشم، دختره نگران میشه که نکنه یه وقت کوپلشو قاپ بزنم؛

در حالی که اگه میدونست، باید نگران خودش میشد

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و نهم اردیبهشت 1388ساعت 15:13  توسط سحر  | 

- - -

پ.ن: به پزش نگاه نکنین

تو کونش عروسیه

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1388ساعت 0:27  توسط سحر  | 

کودکی مردی جوونی رو بغل کرده بود،

سرش رو تکیه داده بود به شکم آقا و با دستهاش دور کمر مرد رو گرفته بود


میتونید تصور کنید؟



مرد میخندید و به افق خیره شده بود

پسر بچه زیر لب چیزی زمزمه میکرد و به عبور ماشینها از خیابون بغل نگاه میکرد و با دسته فالی که دستش بود به پهلوی آقا می کوبید


میتونید تصور کنید؟

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1388ساعت 19:31  توسط سحر  | 

اخیرا به دیدن یکی از اون تئاترایی رفتم که کارگردانش لباس بامزی میپوشه، وای میسته دم در و به مردم میگه بفرمایید تو، تئاتر آماده است


- - -

پ.ن: وای میسته

+ نوشته شده در  شنبه بیست و ششم اردیبهشت 1388ساعت 22:8  توسط سحر  |